هرچند که نمی توانم بگویم این راهی است که تو باید بپیمایی زیرا موانع راه تو را نمی شناسم ولی در قلبم معتقدم که تو ستاره را بدست خواهی آورد و این موضوع برای من تعجب آور نیست . پسرم مهراد سلام دیر زمانی است که گرفتار کارهای روزمره خویش گشتم و ازتو غافل شده ام لذا دوستی مرا به خود آورد و اینچنین شد که پنجمین نامه را برایت می نویسم واز اینکه مدت زمانی است نتوانستم قلم بدست بگیرم و چیزی بنویسم از تو و از کائنات عذر خواهی می کنم حال خوشحالم که بار دیگر با تو سخن می گویم مدت زمانی بود با خود می اندیشیدم انسانهای موفق جهان چگونه به قدرت رسیدند لذا شروع به مطالعه پرداختم و این چنین شد یاد گرفتم که این مردان و زنان موفق جهان همچون : فیثاغورث . شکسپیر . امرسون . بودا . میکل آنژ . داوینچی . سایر استادان و پیشوایا ن که بروی همین زمین زیستند و از گرمای همین خورشید استفاده کرده اند تنها با پیدا نمودن راهای بسیار ساده قادر گردیدن د با استفاده از قوانین بسیار ابتدائی چراغی را فرا راه خویش و آیندگان بیافروزند زیرا آنان دانستند برای ایجاد تغییر نیازی به تغییر جهان نیست بلکه در نوع نگرش خویش باید تغییر ایجاد کنند و بدین ترتیب انگاره روشن بینی حاصل شد زیرا تا زمانی که از نگرش تازه ای برخوردا رنمی شدند رشد و پالایش آنان شروع نمی شد باری پسرم مهراد نیازی نیست همچون قهرمان افسانه های سویس برای یافتن راز خوشبختی به غاری در کوههای آلپ برای یافتن نیلوفر آبی بروی و یا از مرشدی رمز راز آن را دریافت کنی فقط لازم است یک نگرش درست بدون غلط برای خود ایجاد کنی وبا این کار اعتدال لازم برای رسیدن به آرامش را فراهم خواهی آورد و این را باید بدانی هر کس توانایی های ویژه خود رادارد پس حال که این گونه است پسرم سعی کن با خدای خود به صلح و آرامش برسی و در ناامیدی ها .امیدوار باشی و به لطف بی کران او چشم براه و بخاطر داشته باشی به همان اندازه که در تفهیم نقط نظرهایت به دیگران می کوشی به فهمیدن سخنان دیگران نیز خود یاری کنی وهمه کسانی را که به تو بدی کرده اند و یا تو را رنجاندند را ببخشی واین گونه با عفو بخشش. مورد بخشش واقع خواهی شد و برای دلهای اکنده از تردید منشاء ایمان و آنگاه نوری از ایمان خواهی بود که بر دلهای در راه مانده و شکسته خواهی تابید وبا هنر و تخصص ات همچون خورشیدی ابرهای افکار تیره راخواهی شکافت و همیشه بخاطرخواهی سپرد که این نور عطیه ای است از سوی آن عشق کیهانی که همه جا جاری است و تمام هستی از او در حال دگرگونی است و این تغییر تو از اوست که تو نیز دگرگون شده ای و کانون خیر برکت گردیده ای ودر کلام پایانی باید بگویم اگر روزی خورشید از درخشیدن باز ایستد اگر آسمان هرگز آبی نشود اگر تمام تباهی زمین را فرا گیرد چه باک زیرا همچنان آن نیروی بی کران و عشق کیهانی و نیروی زوال ناپذیر لایزال الهی همچنان برما عشق می وزد .آمین